وبلاگ شخصی دکتر تینا

به نام یگانه آفریدگار هستی

خستگی
ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: خستگی ،افسردگی

حواستون باشه گاهی خستگی و افسردگی به دلیل کمبود موادی در بدن است .

اگه خسته یا افسرده هستید یه آزمایش خون بدید . 

کمبود آهن و ویتامین د و کم کاری تیرویید میتونه در خستگی و افسردگی نقش داشته باشه .


اراده ی توقف مسیر اشتباه
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اراده

هر زمانی جلوی مسیر اشتباه رو بگیری ، کار درست رو انجام دادی . 

باید عاقلانه و بالغانه رفتار کرد . 


نوع نگرش
ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: اراده ،لاغری

دیروز که رفتم باشگاه ورزشی ، من ناراحت بودم از چند کیلو اضافه وزنی که در پشت کنکور پیدا کردم ،

یه دختر خانمی رو دیدم که تیپ متناسبی داشت ، تو دلم گفتم خوشبحالش ، یعنی میشه منم چند کیلو لاغر بشم که دیگه اضافه وزن نداشته باشم . 

بش گفتم تو که متناسبی چرا اومدی باشگاه ؟

گفت من 110 کیلو بودم و طی دوسال خودم رو به حدود 60 رسوندم ، 

چشمام از تعجب گرد شد ، گفتم ماشالله به تو .

 

از من خیلی کوچکتر بود اما من ازش درس گرفتم .

من ناامید بودم از کم کردن چند کیلو اضافه وزن بعد این دختر خانم ، حدود 50 کیلو وزن کم کرده بود . 

بازم برام جمله خواستن ، توانستن است نقش بست .

کافیه قبول کنیم که ما هم میتونیم با تلاش کردن به هر چیزی که دوست داریم ، برسیم .

هدف دست نیافتنی ، نداریم ، هر هدفی قابل دست یافتنه . 


صبر
ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ تیر ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: صبر

گاهی باید فقط دست در دست خدا بگذاریم و بریم تا ببینیم آخر این داستان از زندگیمون خدا چی برامون می خواد . حتما که خدا خیرمون رو میخواد .


مینویسم برای خودم
ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: می نویسم فقط برای خودم
سردرگمی
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ خرداد ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سردرگمی ،امتحان دستیاری

گاهی یه چیزایی پیش میاد آدم اصلا انتظارش رو نداره ، میبینه کل برنامه ریزی زندگیش به هم میخوره ، میبینه عمرش رو گذاشت تا نتیجه مورد نظر رو بگیره اما نشد ، خودش میمونه و یه عالمه سوال تو ذهنش ، خب الان چیکار باید کرد ؟ انگار یه ترسی میره تو دلش ، نکنه بازم تلاش کنم و روزای عمرم رو بذارم اما باز اون چیزی که میخوام نشه ؟  یعنی دست از هدفم بردارم ؟ 

 اما من باور داشتم که میرسم به اون چیزی که میخوام ، حالا با خودم فکر میکنم میگم شاید خیر و صلاحم نبوده اما بعدش میگم خب کدوم مسیر پیش روم خیرمه ؟

باز بمونم پشت کنکور و بخونم و ایراداتم رو برطرف کنم تا به اون رشته ای که دوست دارم برسم ؟ خب از کجا معلوم که برسم ، شاید باز هم نشه ، و تازه خیلی خستم از پشت کنکور بودن و بیکاری . 

برم سر کار ؟ خب دوسال زحمتم برا امتحان دستیاری بر باد میره ، 

برم سر کار و در کنارش درس بخونم ؟ شاید گزینه بهتری باشه اما کجا برم سر کار که بتونم درس هم بخونم ؟ شاید اینکارو کردم سال دیگه رتبه الانم هم نیارم . 

برم رشته ای که دوست ندارم ؟ اگه رفتم و انگیزه نداشتم چی ؟ خوشم نیومد انصراف بدم ؟ خب یکسال هم از کنکور محروم میشم ؟

خدایا قسمت میدم به این روز عزیز ، ما رو به بهترین مسیر هدایت کن .

میلاد امام زمان مبارک باد .

به خواست خدا سال دیگه همچین روزی دلشاد باشیم از مسیری که در امسال طی میکنیم . 

 

بعدا نوشت : خدا رو شکر ، رفتم سر کار ، چند ماه کار میکنم تا حال و هوام عوض بشه .

 

 

 

 


شکر گزاری با شادی
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ فروردین ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: شادی ،غصه

وقتی غصه بخوری داری به جسم و روحت ظلم میکنی باید پیش خدا برای هر غصه ای که خوردی جواب پس بدی ، غصه یعنی ناشکری خدا ، با شادیت شکر نعمتهایی رو که خدا بت داده انجام بده . شکر گزار باش .

شکر گزاری یعنی شادی از هر چیزی که خدا داده و هر اتفاقی تو زندگی ، شکر از خدا بخاطر اینکه هر چیزی برات رخ داده یقینا خیرت بود پس با شادیت شکرگزار باش .

* قل بِفضل الله و ِبِرحمَتهِ فَبذلِک فَلیفرَحوا هُو خیرٌ ممّا یجمَعون*(58/یونس)*

ای(پیامبر)به خلق بگو که شما باید منحصراً به فضل و رحمت خدا(و به نزول قرآن) شادمان شوید،که آن بهتر است از آن چیزیست که برای خود اندوخته اید*


مومن و سختی دنیا
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ فروردین ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: مومن ،سختی دنیا

مومن برا دنیا غصه نمیخوره ، مشکلی که ما داریم اینه که اسم خودمونو مومن میذاریم اما ایمانمون به خدا اونقدر زیاد نیست که قلبمون آروم باشه ، قلبی که پر از خداست با مسایل دنیایی خالی نمیشه ، ما ایمان رو دوست داریم ، ما مومن بودن رو دوست داریم و حتی ممکنه خیلیها ما رو مومن بدونن اما مومن واقعی یعنی کسی که قلبش پر از ایمان به خداست ، ایمانی که اونقدر براش آرامش میاره که خودشو سپرده به خدا و حتی سختیهایی رو که خدا بش میده براش شیرینه چون از جانبه خداست . من اعتقادم اینه هر جایی غم هست یعنی اونجا جای خدا خالیست . حضور خدا یعنی شادی قلب با همه سختیهای دنیا بازم قلبش شاده چون خدا رو داره ، کسی که خدا رو داره چیزی کم نداره ، غنیه و نیازمند کسی و چیزی نیست ، دنیا و مسایل دنیایی تو نظرش اونقدر ارزش نداره که بخواد غصه و غم اونا رو بخوره ، دنیا یعنی همین سختیها ، به دنیا نیومدیم که تو نازو رفاه باشیم ، اومدیم برای خودسازی ، متاسفانه بعضی از آدمای مومن آدمای ضعیفی هستند و تحمل سختیهای دنیا براشون خیلی سخته ، مومن قوی و محکمه ، مومن دلش با یاد خدا شاده و غصه دنیایی نداره . قلب پر از حضور خدا شاد و غنیه و بی نیازه ، غصه از نیاز میاد .

مومنا چند تا مشکل مشترک دارن ، یکی از مشکلاتشون اینه چون اعتقادشون و محبتشون به خدا خیلی شدیده ، انتظار دارن بین آدما هم همچین چیزی وجود داشته باشه ، محبتاشون هم به انسانها شدیده و در نتبجه ضربه خوردن از روابط عاطفی شون هم بیشتره ، یه مشکل دیگه بعضی از مومنا اینه که چون فکر میکنن هر چیزی قسمته تو سختی میمونن و تو فکر تغییر شرایط نیستن و هی میگن قسمتم این بوده پس باید بسازم و بسوزم ، در صورتی که اون چیزی که رخ داده قسمت بوده اما اینکه حرکتی نکنن و تو سختی و زجر می مونن میگن صبوری میکنیم پاداش داره ، در صورتی که با تغییر شرایط ، و با قدرت رفتار کردنشون میتونه خیلی از مسایل رو تغییر بده و حتی ظلم به نفس داشتن میکردن نه صبر .

دنیا دو روزه ، شاد باش فقط با خدا و هر خیری که از جانبش میرسه حتی در لباس سختی ، هر چه از دوست رسد نیکو ست حتی سختی ،

آخه چی قشنگتر از سختیه ، سختی عنصر وجودی انسان رو ذوب میکنه و تبدیل میکنه به الماس ، الماس که شد دیگه تحت تاثیر هیچ چیزی ذوب نمیشه ، مومن واقعی گوهره ی وجودش الماسه .محکم و مقاوم و پر از انرژی مثبت و زیبایی . 

 


سال نوی 95 مبارک
ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٥   کلمات کلیدی: تبریک

سلام 

سال نو مبارک باشه .

الهی که سالی سرشار از شادی و خیر و برکت و سلامتی برای خودتون و عزیزانتون داشته باشید .

خدایا سال جدید به بهترین حال ، حال درونی ما رو تغییر بده .

خدایا بر محمد و خاندان پاکش درود بفرست و ظهور امام زمانمون رو نزدیک بگردان و ما رو از یارانشون قرار بده . 

 


دلنوشته
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: دلنوشته ،درس

سلام 

چند وقتیه ننوشتم ، چقدر نوشتن رو دوست دارم ،اما فشاری که پشت کنکور تخصص داره بم وارد میکنه ، از فشار سنگینترین وزنه ها هم سنگینتره ، خسته شدم و دیگه نمی تونم و نمی خوام پشت کنکور تخصص بمونم ، دلم می خواد امتحانم رو بدم و به خواست خدا قبول بشم و منم رزیدنت بشم ، درسای زیاد و نفس گیر بالاخره تمام بشن ، البته چند روزه از استرس حالم خوب نبود و درس نخوندم .

9 اردیبهشت 95 امتحان رزیدنتیه  ، حدود دو ماهه دیگه . 

خدایااااا ، ازت می خوام بم انرژی و توان بدی تا امتحان بخونم و به خواست و یاری خودت امتحانم رو خوب بدم ،

خودت کمکم کن که بدون کمک تو من هیچم . 

التماس دعا 


← صفحه بعد