وبلاگ شخصی دکتر تینا

به نام یگانه آفریدگار هستی

نزدیک شدن به مرحله جدیدی از زندگی
ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: دلنوشته

خوابم نمی بره و صبح یه عالمه کار دارم ،  

2 تا پزشک همکارم مرخصی هستن ، یه پزشکه هستم و یه مرکز بهداشتی درمانی شلوغ و کلاس آموزشی برای پرسنل هم داریم ، هنوزم حالم خوب نشده ، خوابم نرفتم ، صبح چه شود ! 

تنها کاری که میکنم اینه دعا کنم فردا مریض کم داشته باشیم .

حس و حال خاص و چند گانه ای دارم ...

_نزدیک عید و روزهای پایانی سال 92 ، بهار رو خیلی دوست دارم ، خیلی ... از الان احساسش میکنم ...

روز شمار معکوس رو فعال کردم ...22 روز دیگه عیده ...هوراااااا

_ اواخر فروردین طرحم تمام میشه و 3 راه پیش رویم هست، تمدید قرارداد با محل کار ، افتتاح مطب شخصی ، درس خواندن برای تخصص ...

فکر کردن و انتخاب هر راه یه عالمه حواشی به دنبال داره ...

_اواخر اردیبهشت ، روز تولدمه ، نمی دونم چرا امسال از 2 ماه جلوتر به فکر روز تولدم افتادم ، احساس امسالم با سالهای قبل فرق داره ، حس غریبی دارم ... 30 سال تمام ، از عمرم گذشت ... فکر میکنم ...میبینم انگار دارم بزرگ میشم ... چه زود 30 سال از عمرم گذشت . نمیدونستم سپری کردن عدد 30 همچین حسی رو به آدم میده ،

حس بزرگ شدن ...

امسال جشن تولد به نظرم بچه بازی میاد ...

پارسال همچین حسی نداشتم ، پارسال جشن گرفتم فامیلا رو هم دعوت کردم ! 

مثل همیشه که دوست دارم مرحله قبل زودی تمام بشه و مرحله بعد زود شروع بشه ، نیستم !