وبلاگ شخصی دکتر تینا

به نام یگانه آفریدگار هستی

زود بگذره و بره اما تا کی ؟ دیگه می خوام بگم : زندگی وایسا زود نگذر
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ فروردین ۱۳٩۳   کلمات کلیدی: زندگی

سلام دوستای عزیزم

امروز داشتم به خودم میگفتم ، این چند روز پایانی طرحم هم بگذره ، تسویه حسابم بگذره ، نقل مکانم به خوبی بگذره ، امسال درس خوندنم بگذره ، امتحان تخصص بگذره  و ....

بعد گفتم بگذره تا کی ؟

سال اول دبستان که رفتم سال پنجمیا رو که میدیم میگفتم کی منم مثل اینا میشم و راهنمایی و دبیرستان هم همینطور ، همش میگفتم کی بگذره و برم مرحله بعد ، همش گفتم امتحانم زود بگذره ، همش گفتم این سال زود بگذره برم سال بالاتر، دوران دانشجویی پزشکی زود بگذره ،  یادمه سالهای اول پزشکی که بودم با یه حسرتی پزشکایی که میومدن تسویه حساب میکردن رو میدیم میگفتم یعنی این روز برا منم میاد ، خوش به حالشون ،  میگفتم زود بگذره طرحم شروع شه  ، طرح شروع شد گفتم زود بگذره ، حالا داره طرحم تمام میشه و باز دارم میگم زود بگذره ... خب تا کی می خوام زود بگذره که برم مرحله بعد ... با گذشت همه اینها عمر منم که میگذره ...

وقتی 20 سالم بود میگفتم وای اونایی که 30 سالشونه چقدر بزرگن...30 سالم شد و دیدم خیلی هم دور نبود ...

کی می خوام بگم زندگی وایسا ، نمی خوام زود بگذری ؟ 

بیام دیدم رو تغییر بدم ...

می خوام بگم زندگی وایسا نمی خوام زود بگذری .( نوشتمش و چسبوندم به در کمد اتاقم )

چه سهراب سپهری خوب گفت که ؛ زندگی درک همین اکنون است ...