وبلاگ شخصی دکتر تینا

به نام یگانه آفریدگار هستی

دل مامان و بابای من
ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: خانوادم

مامانم یه حشره تو خونه دید ، ازش معذرت خواهی کرد، گفت خیلی ببخشید میکشمت !

 بابام گفت چرا کشتیش ! اونم یه جون دار بود داشت زندگیش رو میکرد !