وبلاگ شخصی دکتر تینا

به نام یگانه آفریدگار هستی

خواست خدا
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: سفر حج

دیروز عصر خواب رفتم و شب تا صبح خواب نمیرفتم خیلی نارحت بودم که خواب نمیرم به خودم گفتم هر جوری شده سر کار میرم و مرخصی نمیگیرم اما صبح اومدم پاشم دیدم خواب نرفتم توانش رو ندارم برم سر کار، برخلاف میل باطنیم مرخصی گرفتم ، خوابیدم تا ساعت 10 ، نارحت بودم که مرخصی گرفتم ، بعد که پا شدم گفتم چی کار کنم ؟ گفتم برم بانک ببینم اولویت مکه اسمم در اومده ، با نا امیدی از کارمند بانک پرسیدم، گفت بله میتونید قبل از عید برید مکه فقط عجله کنید چون کاروانها پر شدن ، سریع رفتم که اسمم رو بنویسم گفت ظرفیت تکمیله و امروز هم مدارک رو داریم میفرستیم، گفتم 1 نفرم شاید بشه ، هی داشتم اصرار میکردم که مدیر دفتر گفت ، بیا اینجا ، خودم برات جور میکنم و خدا رو شکر کارام ردیف شدن

و ایشالله1 ماهه دیگه میرم مکه .

خدای مهربون ازت ممنونم که برام جورش کردی و منو طلبیدی ،

خدایاااااااا شکررررررررت