وبلاگ شخصی دکتر تینا

به نام یگانه آفریدگار هستی

قسمت سوم
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: زندگی سلیمه

رفتم اتاق عمل قلب بیمارستان ، آیفون رو زدم خودمو معرفی کردم اومدم بگم با استاد کار دارم گفت بفرمایید منتظریم ،من تعجب کردم و رفتم تو اتاق عمل اقای دکتری اومد گفت من دستیار استاد هستم و الان منشی استاد تماس گرقت و ماجرا رو گفت ، پرونده پزشکی بیمار رو بدین براشون ببرم . تو این فاصله سریع تماس گرفتم با دکتری که دوست استاد بود و تا برداشت توضیح میداد که نتونسته دکتر رو پیدا کنه و دکتر جواب نداده و ... گفتم آقای دکتر الان پیش استاد هستم ، استاد گفت اجازه بده پرونده بیمار رو ببینم ، پرونده رو دیدو با دوستشون هم صحبت کرد و گفت چند لخنه در خون بیمار هست و تا علت تشکیل این لخته ها مشخص نشه نمیشه بیمار رو عمل کرد و گفت خب من بیمارستان خصوصی کار میکنم و هزینه بیمارستان خصوصی برای این بیمار حداقل 20 میلیون میشه  منم با اشک تو چشمام ماجرای تامین هزینه بیمارستان دولتی رو گفتم و گفتم دوست داریم شما عملش کنید و بالاسر بیمار باشید ، استاد تماس گرفتند با جراح قلبی که تو بیمارستان امام بود و توصیه های لازم رو دادند و گفتند تا علت تشکیل لخته ها مشخص نشده نباید عمل بشه و به من گفت برو پیش دکترش منتظرت هست ، منم با اشک تو چشام نگاهش کردم ، استاد گفت برو من خودم پیگیرش هستم و هیچ کاری بدون هماهنگی با من انجام نمیشه  و من رفتم بیمارستان امام ...