وبلاگ شخصی دکتر تینا

به نام یگانه آفریدگار هستی

ادامه پیگیری ها
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: زندگی سلیمه

سلام دوستای عزیزم

8 صبح تماس گرفتم استاد جراحی قلب و هماهنگی های لازم برای انتقال سلیمه به بیمارستان گلستان انجام دادم ، و به همراه بیمار گفتم از بیمارستان امام تسویه حساب کنید و به بیمارستان گلستان بیمار رو منتقل کنید ، اونها کارها رو انجام دادند و بیمار به بیمارستان گلستان منتقل شد و استاد بعد از بررسی وضعیت سلیمه فرمودند که جهت بررسی دقیق تر قلب و دریچه ها و ابتدای رگهای اصلی ، برای بیمار ، فردا ، اکوی قلب از طریق مری باید انجام بشه و عمل جراحی قلب فردا انجام نمی شه .  من خیلی خسته شدم و سلیمه هم خیلی خسته شده ، جهت روحیه دهی به سلیمه رفتم بیمارستان گلستان و با سلیمه صحبت کردم و بش روحیه دادم ، از حرفای خودم ، خودم هم روحیه گرفتم . 

قران و مفاتیحش رو فامیلش اشتباهی برده بود ،وقتی رفتم پیشش ، گفت قران و دعاها پیشم نیستن و استرس دارم ، بش گفتم قران واسطه بین خدا و تو هست ، خیلی خوبه که با قران آروم میشی اما آرامشت رو از خود خدا از درون قلبت بگیر ، اسم قلب که اوردم تو ذهنم اومد که قلبش مریضه بعد گفتم نارحت نشه ، جمله رو تصحیح کردم گفتم ، از طریق روحت با خدا آرامش بگیر . 

گفتم اگه می خوایی جواب زحمتام رو بدی باید شاد باشی که از دیدن شادی تو منم شاد میشم . 

گفت خوش اخلاقترین دکتر هستی که من دیدم  ، منم بش گفتم حتی خوش اخلاق ترین دکترها وقتی بیمار حرفشون رو گوش نکنه  ، نارحت میشن ، پس تو باید حرفم رو گوش کنی و اصلا از بیمارستان خسته نشی و سر حال باشی ، سلیمه هم گفت ، باشه . 

الان سلیمه به من پیام داد ، اینو نوشته بود ؛ آنچه سکوت شب را می شکند گریه ی من است و آنچه غرور مرا می شکند محبت توست . 

اینم برام فرستاد ؛ در دیار خستگی نامت امید زندگیست ، در هوای بی کسی یادت مثال زندگیست . 

التماس دعا .