وبلاگ شخصی دکتر تینا

به نام یگانه آفریدگار هستی

استرس جراحی سلیمه
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: زندگی سلیمه

 ساعت 1 بامداد، امشب ساعت 11 رفتم سلیمه رو دیدم لباس عمل پوشیده بود ، به خواست خدا در صورت نرمال بودن جواب آزمایشات انعقادخون، صبح اول وقت احتمالا حدود 9 صبح ، توسط استاد جراحی قلب، عمل میشه . 

ساعت 2 بامداد، استرس دارم خواب نمیرم، خودم همش سلیمه رو آرومش میکردم، حالا خودم ناآرومم . می دونم توکل به خدا، میدونم هر چی خدا بخواد همون میشه، میدونم همه چی دست خداست و ...

اما نمی دونم چرا استرس دارم، نمیدونم چی شد، ندیده و نشناخته ، اینقدر دلواپسش شدم ...

شاید چون کسی رو نداشت، شاید چون پدر و مادر و برادرش فوت کرده بودن، شاید چون بی بضاعت بود، شاید چون قضیه مرگ و زندگی اش بود، شاید چون جوون بود،  شاید چون نا امید از همه دنیا، در گوشه خونه مخروبه افتاده بود و به سختی نفس های آخرش رو برای رسیدن لحظه مرگش می شمرد و ...

استرس دارم، عمل سختیه، از خدا می خوام سلیمه طاقت بیاره ، خدایا به خاطر همه مردمی که کمک کردند، به خاطر قلب مهربون مردم ایران، قلب سلیمه به تپش های خودش ادامه بده ...آمین یا رب العالمین .  

خدایا راضی هستیم به رضای خودت .