وبلاگ شخصی دکتر تینا

به نام یگانه آفریدگار هستی

گلوم درد میکنه ، دلم نازکش می خواد ، دلم ترشی می خواد
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: دلنوشته

 گلوم درد میکنه و مریض شدم . آمپول هم برا خودم تجویز کردم و زدم . امروز حالم از مریضام بدتر بود . بند بند بدنم درد میکنه . در حالت خوابیده داشتم وبلاگ گردی می گردم

و وبلاگ باکارا ( اسم نوعی گل رز قرمز ) رو خوندم baccara.blog.ir 

 دیدم نوشته یه عدد نازکش، لطفا .

 دلیلشم گلودردش بود ،

خب منم گلوم درد میکنه و منم دلم نازکش خواست اما نه به شدت باکارا !

بعدا نوشت روز جمعه ؛ خدا رو شکر  با توصیه ها و محبتهای شما زودی بهتر شدم . ممنونم دوستای عزیزم . 

بعدا نوشت روز شنبه ؛ دیروز حالم بهتر شد دیگه استراحت نکردم، امروز مجدد از صبح حالم بد شده و گلودرد و بدن درد فراوان دارم یه آمپول دیگه زدم اما انگار میکروبای عربستان هیچ دارو و نازکشی هم بشون اثر نداره . 

داداشم اومد خونه ، یه دستش خیار شور و یه دستش ترشی بود . بش گفتم خواستی منو شکنجه بدی ، خب گلوم درد میکنه نمی تونم بخورم . بعد بم گفت تازه بیا ببین عجب ترشی هایی هستن، منم تا نگاه کردم دیگه عنان از کف دادم و یه کوچولو خوردم بعدشم گفتم تازه ویتامین C داره مفیده برا مریضی ! بعدشم نگاه خیارشورا کردم گفتم تازه نمک هم گلو رو ضد عفونی میکنه !

اصلا کی گفته این چیزا برا مریض خوب نیست . نیشخند

سریع شیر گذاشتم رو گاز گرم بشه که شیر عسل درست کنم بخورم  تا این چیزا گلوم رو بدتر نکرده .نیشخند