وبلاگ اولم


دربارهء من: پزشک عمومی که دوستدار خدا و خانواده وصداقت و اخلاق و ادب و علم و هنر و طبیعت و همه خوبها و خوبیهاست . قلبم بدجوری شکسته بود ، شروع کردم به نوشتن ... نوشتم از عشق، از قلب شکسته، از دنیا، از خدا ... و از خدا خواستم که فراموش کنم ... با وجود اینکه فکر میکردم هیچ وقت فراموش نمیکنم ... ولی فراموش کردم که با زندگی معصومانه ام چه مکارانه بازی کرد ... نوشته های وبلاگم واقعا حرفهای دلمه، واقعا هر چی تو ذهنم بود نوشتم . حدود 40 روزه که شروع کردم به نوشتن الان دیگه قلبم رو خدا شکسته بندی کرد ... به مرور ماهیت دنیا رو بیشتر شناختم ...اگه شما هم قلبتون شکسته باور کنید که میشه با کمک خدا و خواست خودتون همه چیز رو فراموش کنید . از ابتدای نوشتن وبلاگ تا الان سیر تحولی طی کردم، واقعا خودم شدم.
+ خداحافظی

سلام به همه دوستای خوبم  و ممنون از محبتها و دعاهاتون و نظرات خوبتون،

از خدا میخوام تو دنیا و آخرت خیر و نیکی نصیبتون بشه .

شما هم برام دعا کنید تو دنیا و اخرت نیکی نصیبم بشه .ممنونم .

انگار من باید فقط فقط با خودم و خدای خودم حرفای دلم رو بگم .

خدا هم بام حرف میزنه  !

 وقتی ترجمه صوتی قران رو با نیت اینکه ببینم خدا چی بم میگه  play میکنم  آرامش و شادی خاصی احساس میکنم .  

 

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست ،

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست ...

خداحافظ دوستای مهربون و خوبم، دوستون دارم .

نویسنده : تینا ; ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢
تگ ها: خداحافظی
+ خوش خوابی هم نعمته!

وقتی عادت ندارم زیاد بخوابم 

وقتی عادت ندارم استراحت کنم 

چطور اینکارا رو بکنم؟ 

خب خوابم نمیاد!

اگه بعد از ظهر خواب رفتم دیگه شب خواب نمیرم .

تو 24 ساعت حداکثر 5 ساعت میخوابم ! چیکار کنم؟ !

 کشیکای 30 ساعته بیمارستان تو اینترنی اینطورمون میکنه که به کم خوابی عادت میکنیم . انگار دیروز بود!  بخش جراحی از 6.30 صبح تا 4 بعداز ظهر فرداش کشیک بودیم، ناهار 5 عصر، شام 3 شب، یکسره بیدار . حتی یه روز ساعت 6 صبح که داشتم نسخه بیمارو مینوشتم یه لحظه خواب رفتم رزیدنت نذاشت یه دقیقه بشه بیدارم کرد . بخش زنان تا صبح بالا سر زایمانی ها تو زایشگاه بودیم . بخش طب اورژانس که یه لحظه نمیتونستی حتی بشینی! بخش داخلی هم که خیلی سنگین بود . بخش ENT هم که  از شب تا صبح در حال بخیه زدن و بخیه جراحیهای فک و صورت رو به ما مینداختن  و ... بخش قلب، بخش مغزو اعصاب، هم تا صبح بیدار بودیم .

اون موقع خیلی سختم بود اما الان راحت میتونم 24 ساعت وایسم کشیک بدم . اونا هم هدفشون اینه که پزشک رو آماده بار بیارن  .

حالا من خوابم نمیاد چیکار کنم؟ 

نویسنده : تینا ; ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٢
تگ ها: خودم
 
+ مریض یا ...؟

سلام 

امروز منشی چند دقیقه نبود ، یکی از بیمارا رو داشتم ویزیت میکردم یک آقایی اومد داخل اتاق ، بش گفتم اقا مریض نشسته میایی داخل اتاق ! 

گفت من که مریضی نمیبینم ! گفتم این خانم که نشسته چیه ؟

نگاه خانمه کرد ، گفت به نظرم این مریض نیست !

گفتم یعنی چی ؟ این خانم مریضه ! گفت نگاش کن! هر کس نگاهش کنه فکر نمیکنه مریضه و رفت از اتاق بیرون ! 

منم نگاهش کردم ، دیدم راست میگه به مریضها نمیخوره !

خب کسی که مریضه حال نداره اینقده آرایش کنه و تیپ بزنه !

نویسنده : تینا ; ساعت ۶:۳٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٢
+ عشق

سلام 

امروز یه زن و شوهری اومدن تو اتاقم . دیدم پرونده مامایی دستشونه فهمیدم زن بارداره برای مراقبت بارداری اومده اما دیدم مرد نشست رو صندلی پیشم، بش گفتم مریض میشینه اینجا!  

گفت میدونم اما زنم کر ولاله، نشستم پیشت چون من به جای مریض حرف  میزنم اما پا شد و روی صندلی کناری نشست  و مشکلات زنش رو میگفت حرفای منم به زنش میگفت. 

خیلی برام جالب بود مردی که خودش سالم بود زن کر و لال گرفته بود . 

نویسنده : تینا
     
+ ارزش نگاهم

به کسی حتی نگاهی هم نمیکنم تا مبادا نگاهم در نگاه هرزه ای گره بخوره 

برای حفظ ارزش نگاهم و شخصیتم تنهایی بیشتری حس میکنم

اما حاضر نیستم از ارزش های خودم دست بردارم،

با احساس تنهاییم  مقابله میکنم .

نویسنده : تینا ; ساعت ۴:٠۴ ‎ق.ظ ; جمعه ۵ مهر ۱۳٩٢
تگ ها: خودم
+ عدالت قضایی

6 تا قاضی برکنار شدند .

اینو میگن عدالت . 

نویسنده : تینا ; ساعت ۵:۳٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳٩٢
تگ ها: سیاست
+ دست های پنهانی سرمایه داران

سلام .

رییس بانک مرکزی گفت کاهش قیمت دلار منطقی نیست! 

یکی نیست بشون بگه اون موقع که دلار 3 برابر شد و قیمت اجناس خارجی نیز 3 برابر شد منطقی بود؟ 

نویسنده : تینا ; ساعت ۴:٢۴ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳٩٢
تگ ها: سیاست
+ تبریک

آغاز فصل پاییز 92 مبارک  .

پاییز ، فصل زیبای قشنگ ترین رنگهای دنیا . 

کاشکی همه فصلها مثل پاییز حرف عاشقانه برای گفتن داشتند .

ای فصل طلایی، ای فصل بی قراران، ای فصل خاطره انگیز،

ای فصل عاشقان، ای رنگین کمان جهان  ،

پاییز،  

امدنت مبارک .

نویسنده : تینا ; ساعت ۱:٠۵ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱ مهر ۱۳٩٢
تگ ها: تبریک
+ اینجا چه خبره !

سلام

حتما شنیدید دانشگاه تهران و ایران که طی اقدامی محیرالعقول ادغام شده بود دوباره از هم جدا شد ! 

لطفا یکی بگه اینجا چه خبره ؟؟

نویسنده : تینا ; ساعت ۳:۱۶ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٢
تگ ها: سیاست
+ جوک واقعی

سلام 

امروز یه مریض اومد پیشم هر چی بش میگفتم یه چیز دیگه جواب میداد و یه کار دیگه میکرد! 

بش گفتم چیکار میکنی؟  گفت مغازه دارم .

فقط اینو درست جواب داد .

نویسنده : تینا ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٢
+ میلاد امام رضا مبارک باد

میلاد امام هشتم، ضامن آهو، حضرت علی بن موسی الرضا (ع) چشمه حکمت و علم و یقین مبارک باد .

انس بیش از اندازه هیبت را از بین می برد .

هرکس از خدا به روزی اندک راضی باشد،

خدا نیز به عمل کم او راضی می شود .

  دوستی با مردم نصف عقل است .

 السلام علیک یا امام رضا ( ع )

حرف دلم با امام رضا ؛

ای امام ما پیش خدا شفاعت ما رو هم بکن،

 از خدا بخواه امام زمان ظهور کنه و وعده خدا تحقق پیدا کنه و ما یکی از امامانمون رو ببینیم و فیض ببریم و ایمان قلبی و عملی به خدا،  خوبی  ، جوانمردی، صداقت، وفا داری ، تعهد و یک کلمه انسانیت همه جا رو بگیره .

نویسنده : تینا ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۵ شهریور ۱۳٩٢
تگ ها: تبریک
+ دلم گرفته اما نه برای خودم

امروز دلم گرفت نه برای خودم بلکه برای خدا، 

دلم برا خدا سوخت،  نمی دونم حق اینو دارم یا نه؟ 

خدایا تو منو ببخش اگه بد میگم .

صبح زود پا شدم چند دقیقه بعد صدای اذان صبح اومد 

به اذان گوش کردم، چه سکوتی تو سحر حاکم بود 

کم کم خورشید داشت طلوع میکرد 

به خودم گفتم چقدر سکوت ......

یادمه قبلا صبح ها گنجیشکا و پرنده ها می خوندن 

من با صدای اونا پا می شدم 

به خودم میگفتم گنجیشکا دارن ذکر خدا رو میگن دارن 

من که آدمم از خواب پا شم و خدا رو ستایش کنم .....

اما امروز بعد از مدت ها موقع اذان صبح بیدار بودم 

تفاوت داشت با قبلا ها...

دیگه صدای گنجیشکا نمیومد،  یعنی اونا هم خواب موندن ....

پنجره های خونه ها هم اکثرا خاموش ....

اینا هم خواب موندن ...

دلم گرفت، دلم سوخت ...

برای خدا ...

چه عاشقی داریم ...

نعمت حیات داده، روزی داده، و هر چی که داریم از اونه 

اما بنده هاش همیشه ناراضی ...نا سپاس ...

خدایا چه صبری داری،  چه عشقی داری، چه تحملی داری، چه ....

خدایا ما فقط عشق نثار میکنیم توقع داریم عشق ببینیم 

تو که همه چیز ما از توست ...

خدایا چه تحملی داری عشق می ورزی اما عشق دریافت نکنی ...

اگه عاشقت بودیم دقیقه شماری می کردیم اذان بشه نماز بخونیم و با تو حرف بزنیم، 

اما افسوس که خوابمون،  کارمون، درسمون،  تفریحمون، و ..... رو ارجحیت میدیم!  

خدایا ببخشمون

و ما رو به درجه ای برسون که ارجح ترین و دوست داشتنی ترین کارمون، حرف زدن با تو باشه، اون درجه ای که ما هم عاشقت بشیم و برای در محضرت بودن و ستایش کردنت دقیقه شماری کنیم .

نویسنده : تینا ; ساعت ۴:۱٢ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٢
تگ ها: خدایی و احساسی و عشق
     
+ تلاش برای نداشتن خصلتهای بد

بعضی از دوستان برداشت کردند که از غرورمه که گفتم خودم رو دوست دارم، اینطور نیست . من تلاش میکنم خصلت بدی به خودم راه ندم، غرور خصلت بدیه، من تلاش میکنم، هر تلاشی باید قدردانی بشه، خودم قدردان تلاش خودم هستم .

از نظر روانشناسی میگن به خودتون عشق بورزید و خودتون رو دوست داشته باشید حتی گاهی برای خودتون گل بخرید .

بعد تازه هم ما که کسی رو گیر نیوردیم بش عشق بورزیم حداقل این همه احساس حروم نشه ، عشقمون رو صرف خودمون میکنیم، دیگه هم از خودمون هیچ وقت قلبمون نمیشکنه، خودمون که نمیایم با خودمون فیلم بازی کنیم، دروغ بگیم و ...

کسی هم نداریم که برامون گل بخره،

تازه خودم برا خودم گل هم می خرم .

نویسنده : تینا ; ساعت ۱:۵۴ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢
تگ ها: تلاش و خودم
+ به قلب آدمای دیگه هم فکر کنیم!

گاهی بیایم با خودمون هم فکر کنیم 

فکر راجع به قلب دیگران

فکر کنیم آخه این پسره هم که تو نظر ما نیست قلب داره، 

آخه این دختره که تو نظر ما نیست قلب داره، 

بیایم جوری رفتار کنیم که به قلب دیگران لطمه ای نزنیم، 

شاید بعضیها میگن، تقصیر خودش بود می خواست عاشق نشه،  این حرف تا حدی درسته اما تقصیر ما هم شاید بوده که با نگاه یا حرف یا رفتار مون یکی رو عاشق خودمون کردیم نخواسته و ندانسته  .

بیایم فکر قلب آدمای دیگه هم باشیم .

نویسنده : تینا ; ساعت ٢:۴۴ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٢
تگ ها: احساسی
+ عاشق خودمم

تصمیم گرفتم از چیزای خوب زندگی بگم

من خیلی خودم رو دوست دارم  در واقع عاشق خودم هستم و از خودم لذت میبرم تقدیمی به خودم        

از یکی از لذتهایی که خودم از خودم بردم براتون میگم : یکی از پرسنل اومد پیشم با استرس و نارحتی گفت خانم دکتر کاری برام پیش اومده فردا ممکنه 1 ساعت تاخیر داشته باشم  . بش گفتم عزیزم موردی نداره کارات رو با آرامش و با خیال راحت انجام بده ، اینقدر خوشحال و آرام شد ، منم خوش حالی و آرامش اونو که دیدم از خودم لذت بردم .

 خدایا همه کارمندا ریس های خوبی مثل من داشته باشن . 

نویسنده : تینا ; ساعت ۳:۵۶ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٢
تگ ها: عشق و خودم
+ شکایتم رو پس گرفتم

یادم اومد دیروز آیه آخر سوره ای که در اومد خدا بم گفته بود ؛ از نعمت پروردگار خود با مردم سخن بگوی .

وای خدا جون ببخشم . دیگه هیچی نمیگم فقط شکر نعمتت رو میکنم . 

خدایا شکر که پدر و مادر با احساس وصادق و خوبی بم دادی . خدایا همه بنده هات اگه همچین پدر و مادری داشتن همه جامعه سرشار از احساس  وصداقت وخوبی می شد،

 خدایا به همه همچین پدر و مادری بده .

نویسنده : تینا ; ساعت ۸:۵٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٢
/ 0 نظر / 21 بازدید