ترس از گم شدن

 

دو دستی و محکم

دستهای خدا را گرفته ام 

نمی دانم چرا 

مانند کودکی شده ام که از ترس گم شدن دستهای مادرش را رها نمی کند ...

 

بعدا نوشت ؛ 9 شهریور

5شنبه و جمعه و شنبه از 8 صبح تا 7 شب کلاس داشتیم و بعدش با داداشم رفتیم بیرون تفریح کردیم خدا رو شکر خوب بود ، الان داشتم با خودم میگفتم خیلی وقت بود اینطوری تفریح نکرده بودم ...

پس بگو دستم تو دست خدا که بود اینقدر بم خوش گذشت ...

 واقعا احساس میکردم خدا داره ما رو میبره تفریح ...

خدا جونم خیلی ممنونم ازت ...

 

ایشالله شاد باشید .

/ 17 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دخترچه

توی این حالی که هستی بهش بگو هوای دخترچه رو هم داشته باشه...

سمیه (وارش مهر)

منو که محکم بغل کرده................[قلب][بغل] التماس دعا خواهرجون[قلب]

سعید

سلام دکتر روزت مباااااااااااااارک[گل][گل][گل][گل][گل]

khodai

معصومه جان! میلادت چون شکوفه‏های بهاری، به جان‏های مشتاق، طراوت می‏بخشد. میلاد بانوی مهر و وفا، مظهر جود و سخا، حضرت معصومه علیهاالسلام و روز دختر مبارک باد![گل][قلب][بوسه]

ساعتی تفکر

میلاد مظهر عصمت و نجابت، حضرت فاطمه معصومه(س) و روز دختر بر تمام دختران عفیف ایران زمین مبارک باد . . . سلام،روز دختر مبارک... خوشحال میشم به منم سر بزنید،اگه با تبادل لینک موافقید خبرم کنید...[گل][گل]

نخل کویر

تنهایی، شاخه ی درختی ست پشت پنجره ام … گاهی لباسِ برگ میپوشد، گاهی لباسِ برف … اما همیشه هست! سمت ما هم بیا اگه لطف کنی تو نظر سنجی وبم شرکت کنی خوشحال میشم.

محمد (ارمیا)

خداوندا می‌دانم چرا اینقدر غمناک و غمگینم. زیرا به انسان‌هایی دل‌بسته شدم که نمی‌دانند دل‌بستگی چیست. مدت‌هاست که بال‌پروازم شکسته است. دیگر در آسمانت پرواز نمی‌کنم و در این سطح زمین گیر افتاده‌ام. بی‌شک تو می‌دانی دل‌بستگی چیست. بال پروازم زمانی شکست که از دل‌بستن به تو فرود آمدم و در سطح زمین به دنبالش می‌گردم. خداوندا می‌دانم اصرار به دل بستن به انسان‌ها غم را به دل سرازیر می‌کند. خداوندا می‌دانم با تو بودن نه تنها غم را از دل می‌زداید بلکه حال و هوایی تازه و فرح‌بخش به روحم می‌بخشد.